میـروم....
عازم ِ سفـری رویایی هسـتم
با کدام دل ب کجـا؟!
رَضیــ ه:
بیست و چهار بهمن نود و دو،،کـربلا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10:32 توسط رَضیــ ه
عازم ِ سفـری رویایی هسـتم
با کدام دل ب کجـا؟!
رَضیــ ه:
بیست و چهار بهمن نود و دو،،کـربلا
پیِ ردپایت می گردم؛
گاهی
میان اینهمه شلوغی...
تو را از خودم راندم
و مدتـ ـهاست
به انتظار نشسته ام
این برای ِ یکـ عمر زجـر کشیـدنم کافیست!؟
شاید
ایـن زمستـان که بگذرد
دیگـر نه نامی از من باشد
نه نشـانی از تو
شـاید زمستان آخر باشد...
راستـش را بخـواهی
فکر میـکنم غریبه شده ای
و من
میان ِ غریبه های شهـر
پی ِ غریبانگیت میگـردم...
پ.ن:
دلم برای بودن ـهای شیرینت تنگ شده است!