اینجـا پستی ثابت نخواهـد بود. . .فقط این حال حالای من است




تو دوره گــرد

کوچــ ه های تنهایی مــن بوده ای

سالــهاست

که دیـگر

گذرتــ از کوچــ ه های مــن نمیگذرد. . .




پ.ن:

اینــجا برای دلـم مینویسم

خواندنیهایـش برای شـما غـم های اتراق شـده در خلوت دلـم هم برای مـن

باید بـروم کوچ کـنم سختـ ه ترینم بـخدا




خاصیـت بدی دارد تنهایــی

اینـکـ ه هرچـ ه آدمهـای اطرافت بیشتر میشوند

بیشتر تنها میشوی. . .






دلم برای بودنت خدا تنگ است خیلی وقت است که ندارمت خودت میدانـی




اینکـ ه گفتـ ه اند

خدای مـن خدای کشـتی نوح است

خـدای سفینه النجـاه. . .

ایـن را خدایـا خودت بگو

کجای دلـم بگذارم؟!

کجـایی پس

بس است بـخدا

بس

دلـم برایتـ خـدا تنگ است

بیـا

هرچـ ه تو گفتـی قبول.

فقط بیـا

تنهایـم تنهــــــــــا. . .






خیالت راحت دیگر مثل قبل انتظارت را نخواهم کشیـد{!!!}






دلــم بـرای

داشتنـت تنگ شـده

بیـا و ببیـن

چـ ه قشنگ

هنوز همـ ه ی خاطراتت را

نگاه داشـتـ ه ام

ولـــــــــــــی ایـن  را بگویم

فکرش را بکـن

یـک روز برگردی

و ببینی

ک ه دیگر نـ ه من هستـم

و نــ ه کلماتــ

تـو هستی ویکـ عمـــــــــر حسرت. . .






اگـر برگردی برایتــ جشنـی خواهـم گرفـت بـ ه پاس تمام دلهـرهایـم







زمسـتان سردیست

مـادرم میگوید:

سرمـایـش بی سابقـ ه است

امسـال همـ ه چیز بی سابقـ ه بـود

بـاران

سرمـا

شکسـتن

رفتـن

نخوانـدن

نفرتـــ

باکـــــــی ندارم ازغیبتت

خــــــــدا کند

کـ ه برگــــــــــردی

همیـن. . .{!!}







بابای مـــــــــن همـان بابای همیشگـست





ایـنکـ ه مـن نخـواهـم

کسی بـ ه من ترحّــم داشتـ ه باشد

بداست؟؟!

حقّ من همیـن هستــ

باور کنیــد . . .





پ.ن:

بازهم دست پدرم را میبوسـم،قـدر دان تمام نفس هایـت خواهم بود بابا

دیـگر کلافـ ه ام از ایـن روزمرگـی ها خدای مـن




کـــــــم آورده ام خدا

بـاور کن

همیـشـ ه هم حـق بـ ه حق دار نمیــرسـد

کــو کجـایـی

بـ ه ربانیـّتت قسـم

گمت کـرده ام

همـ ه چیــز بـدون تـو اینـجا درون شـهر

چـقدر تحمــل

کفـّاره کدام گــناهـم است. . .؟!







لِـ ه شده ام میــان ایـن همـ ه نبودت





آدمـی

گــاهــی درست یک جای

غریب وشلوغ

همـ ه چیز را بایـد بگذارد کنـار

و 

برگردد

و بـ ه روی تمام گذشـتـ ه های

شیـریـن و تلخش

خـنده ای عمیق کـند،،

گذشـتـ ه هایی کـ ه تنها

اینـجا آدمـی را میان

خاطرات بدون او

لِــ ه کرده استـ. . .(خودم را میگویم)






چقدر گاهـــــــی بیخود از خـدای خودم دور میشوم،دلم بـ ه کسان خویش خوش است





چـقدر دوست دارم

بـ ه جنگـ خود بـروم

میشـود

میدانم

وقتـی سلاح من

تنـها تویی خــــــدای من





اینجا بـدون تو دیگـر مجالی برای ماندن ندارم





یادت هست

گفتـ ه بودم

نفس هایــت را بندِ

نفسهای مــن نکــن

من همیــن روزهــا تمام خواهــم شد،باورکـن. . .






دیگر نمیدانــم کدام نگاه را باید باور کنم سخت شده است خواندن نگاهت




میــگویند:

دورتــر کـ ه بایستی کـمتر میسوزی

حالا تکلیف من کــ ه

دستــ در آتش زده ام چـ ه میشود؟!




دلــم برای حرفهـای گنگ خــودم درحسرت داشتنت تنگ خواهد شد




میبـنی

"تــو"

را کـ ه از این حرفهــایـم ازترس

توهمات میــگیرم

دیگر هیچ حرفـی بـرای گفتن نمیــمانـد. . .





تنهایــی را دوست دارم چـون فرصت فکـر کردن بـ ه تورا بـ ه من هدیـ ه میکند




میــان هجوم

دلتنــگی و غربتــ

درست زمانیـکـ ه نبایـد تنها باشـی


تنها میــشوی. . .




کاش زمان را میشد بـ ه عقب برگرداندتــاقبل از پایان توفکری بـ ه حا خود میکردم





نـــ ه کسـی هسـت

کــ ه اندازه تو دوستـش بدارم

نــ ه کسـی هست کــ ه مثـل تو دوستـم بدارد

میگویــند:

ایـن پایان دوستـ داشتن استــ. . .




پ.ن:

پایان شیــرینی استــ باور میــکنم





از اینـجا تا حرمت روی کاغذ2010کیلومترولــی از دل تا حرمت ثانیـ ه ای بیش نیست




تو همیشــ ه ابتدای من بــوده ای

سر آغازِ تمـــام ِشروع هایِ دوبـــاره ام؛

من را

بغض هایـم را

حرف هایـم را

چــ ه زیبا خریـده ای

وامــّامن اینـجا ترانــ ه های حضورم را

کسـی جــز تو پاسـخ نمیدهد

مولای من. . .






پ.ن:

فــردا سالروز شهادت امام رئوف امام مهربانی ها علی بن موسی الرضا(علیه اسلام)

سالروز شهادت غریب امام شیعیان امام حسن مجتبی(علیه السلام)






چقــدر غریـبنانـ ه بود حتــی

سالروز شهادتت کریم اهل بیتـــ

اینکــه گذر زمان

شهادتت را با شهــادت

جدت یکی ساختـــ ه

حتمــا میدانستــ ه معنــــــــــی غربت را. . .






پیش ترها گفتـ ه ام که چـ ه بسیار هرزه گو شده ام






گاهــی سرخـوش از خیالت

چـ ه اسپندهـا کـ ه

دود نکرده ام

کـاش کمی خیالتـــ هوای دلــم را میداشتـــ. . .





اینقـدر این مردمکان از نبودنت گفته اند که دارم کم کم بـاور میکنم نیستیت را





عاقبتــــ میـان

ایـن همــ ه تنــفر

کــ ه خودت بـ ه خوردم داده ای

تمام خاطراتـمان را مو بـ ه مو فراموش خواهـم کـرد. . .






پ.ن:

بیخودی بـ ه خودت زحمت نده این بذرهایی که در دلـم از تنفر کاشته ای هیچوقت جوانه نخواهدزد


بــدون هیـچ






برای دلم بخوانم یا برای دلت؟!
چه فرقی میکند

وقتی قرار  ِ دلم
به قرار  ِ دلت
بسته‌ست..




محتاج چشـمانت هستــم








بـودن یا نبودن من دیگــر چـ ه فرقـی میکند؟!

وقتی  حتـی چشـمهایتـ

بـرای نبودنتـ

بهانـ ه میتراشـند. . .




اینجا بـرای بودنتــ دست بـ ه دعا شده ام




دارم یـاد میگیرم

چگـونـ ه برای

نبودنتـــ

یا بودنت کـنار دیگــری

آماده شوم


"شُکر کـ ه دعایتـ هنوز با مـن است . . ."





 

قدم زدن با یکــــ دوستـــ تنفسیت عمیق میــان خیالات تو خالــی





بیخــیال

خیابان وکــوچــ ه های عاشــقانـ ه وساحــل نیشنی ها

بیـــا کمـــــــی میان واژه ها قــــــــــــدم بزنیم






راهی را انتخابـ کرده ام کــ ه امیـدستـ حسیـن وار ادامـ ه دهم



دلــم روشــن

قرارستــ امشبــ

از زبـان فرزنـد شهــید سخــن

بگــویـم{همایـشی در راه استـ}

خوش بـ ه سعادتــم

گفتـ ه هایـم

بی شکــ از نیــنوا خواهــد بود

از معــروفــ های حضــرتــ عشق

بــ ه رنگــ خون. . .




پ.ن:

التــماس دعا عجیب تنهایی سوزناک است

گــاهی باید بــ ه نبـود ایمان اعتراف کـــــــردخوشبحال آنان کــ ه عاشقانه هایشان باخداست




ایـنکـ ه گاهی همـ ه مــا

خدا را فراموش میکنــیم

را ضعـف ایمان میگویـند

عده ای غفلتــــــ

من میگویم:

امــان از فــراق

چــ ه ها کـــ ه نمیـکند. . .





پ.ن:

همیــنجا شایـد درست نباشد اعتراف ،ولــی گاهی شک میکنم به شرکــ خود

تو خودت قرارگذاشـتی ولــــــی چـ ه زود مــن شـروع بـ ه افشای راز کرده ام،ببخش



چــ ه قـدر دردناکــ

خـودتــ بــرایـم از بودنتــ گفتــی

هرزه گـو شـده ام

دیـگـر حـتی کسی حرفایـم را باور نمیـکند

حــــتی تو کــ ه

میــدانـی چـ ه قدر غریـبم

در هیاهوی نبودنتـــ. . .




اینـکـ ه دیگـر نیستـی وتنها خاطرت خاطره ساز میـشود دشوار استـ




سخت بــــــــود
اما بالاخــــــره دلم را راضـــی کردم
خیلی از آدمـــها را
با خاطراتشــان
در سال کهنــ ه جا بگــذارم...





تــفرقـ ه افکنــی از نوع حجتیـ ه




انجــمن حجتیــ ه دید

کــ ه در سیــاستــ موفق نیست

گفتـ:

یکــ خیریــ ه میزنیـم بـرای امام زمان(عج)

و بـ ه نحوی کـار را خلاصـ ه  کردند در کـار فرهنگــی برای

امام(عج). . .



پ.ن:

حجتیــ ه روی دیگــرحکومتـ سکولاریسـم(نان میـخورد بنام امام زمان(عج))


تو که دیگــر نیســتی خیالتـ عجیبـ بازی را بُرده است




چقـدر اینروزها بی وفــا شده ای

یــا من زیـاده خواه شده ام؟!!

چـ ه شیــریـن بـود اگــر حــتی

بـــــــرای چشمانـم روضه ای نذر میکـــردم

شایـد فرجی میــشد. . .





میخواهم چشمــهایم را برای همــیشه ببندم تا کسـی نداند کـ ه چـ ه کشیده ام



دیشبــ آینـ ه هارا شکسـتم

مادر با خنده گفت:

دیــوانـ ه هم دیوانـگان قدیــم

سر را گذاشــتم روی پایش

گفتــم:

مادرم دلـم . . .

گفت:

میــدانــم

چشـمم کــار خودش را خیــلی پیش ترهاکرده بود. . . .





پ.ن:

مادرم فهمیــد وهنوز من برای فهماندن ب تو تلاش میکنـم

گـاهی غریبانـ ه میخواهم غلام غلامان سیاهت باشم



اربـعیــن حسیـن کـ ه گذشتــ

همه ،حرفــای نگفته شان را برای

حسیــن بردند

با پــای پیــاده

و

امـّا باز من

بــدون حتـــی اشکــی جا مانده ام

حکمتست دیگـــــــر

شــُکر